تبليغاتX
یه جای خوب

یه جای خوب

به نام خالق خوبی ها ...
بعد از چند وقت خواستم آپ کنم ، ولی چیز جالب و به درد بخور گیر نیاوردم . این داستانو یه جا خوندم ، شما هم بخونین ، بد نیست .
****************
آرزو های بزرگ
یک معلم مدرسه روزی از شاگردانش خواست نقاشی هر چیزی را که به خاطرش از خدا سپاسگزار هستند ، بکشند . شاگردان او از خانواده های فقیر بودند و قطعاً تصویر بوقلمون و میزی پر از خوراکی را می کشیدند .
معلم نقاشی ها را جمع کرد . حدسش درست بود . همه بچه ها همان تصاویری را کشیده بودند که او تصور کرده بود . فقط نقاشی داگلاس ، بسیار عجیب بود . او عکس یک دست را کشیده بود . معلم نقاشی را بالا گرفت و از شاگردان پرسید : " این دست کیست ؟ "
یکی گفت : " این دست خداست که برایمان غذا می آورد . "
دیگری گفت : " دست یک کشاورز است که بوقلمون پرورش می دهد . "
معلم رو به داگلاس کرد و نظر او را پرسید . داگلاس گفت : " خانم معلم ! این دست شماست . "
معلم یادش آمد که گاهی هنگام تعطیل شدن مدرسه ، دست داگلاس را که پسرک تنها و پاکیزه ای بود ، می گرفت و او را از کلاس بیرون می برد . معلم عادت داشت برای همه ی بچه ها این کار را بکند ، ولی برای داگلاس ، این کار معنای عمیق تری داشت .

هدیه چیزی نیست که به دیگران می دهیم تا سیر شوند ،
هدیه ، بخشی از وجود و احساس ماست که به دیگران می بخشیم .

جان اشلاتر

****************
پ.ن : فکر کنم شروع بدی نبود . بعد از حدود 3-2 ماه ....


التماس دعا



+ نوشته شده در چهارشنبه 28 شهریور1386 0:43 توسط دارتانیان |


 

به نام او ...

 

 

و دوباره ... ۱ سال ... گذشت ... چه ساده ... چه سریع ...

و اینبار هم د و ب ا ر ه ماه رمضان از راه میرسه و شور شعف برای اکثر کسایی که اعتقاد دارن ...

و حالا اذانهای صبح فقط اذان نیستن ... یه خلوص خاصی دارن ... یه سکوت خاص ... یه سحر خاص ...

و اذان های مغرب هم یه تلاطم و ... شاد ؟! ...

 

و حالا در این اولین روز تنها چیزی که میدونم اینه که تا بیام به خودم بیام همه چی تموم میشه و می گذره و ... مث تمام ثانیه ها و ... مث همه چیز

 

 

مهم اینه که چقدر / ازش / استفاده / کرده باشی

 

 

 

 

   پ.ن :

من خیلی وقته به این نتیجه رسیدم که عرضه نوشتن متن ادبی و خصوصا <<<<<<مذهبی>>>>>> رو ندارم ، اما خب دیدم هیچکس آپ نکرده ... یه جورایی بود ! شرمنده

 

پ.ن ۲ :

 

رسیدین سر دعا و اینا یادیم از ما بکنین

 

 

                                                               فعلا

 

 

 

                                                                

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 22 شهریور1386 15:15 توسط خبرچین |


                               " به نام خالق آیینه ها "

و باز هم آن واژه ی ۳ حرفی تکراری ...

این هزارمین سال است که به امید آمدنت از عشق گفتیم . عشق نوشیدیم و عاشقانه ایستادیم . عاشق زیستیم و عاشق نگریستیم کوچه ی نگاهمان را هر صبح با عشق شستیم خیره بر افق های دور گرده های خسته ی مان را به عشق تکیه دادیم در جستجوی نور ...

گفتم که عشق ! نگاه کن ! پنجره ها هم عاشقند ! اگر نبودند قاب خالی حضورت را با عطر انتظار پر نمی کردند . حنجره ها هم عاشقند ! اگر نبودند عشق و انتظار را هم قافیه نمی کردند ...

به آبی آسمان آن بالا چشم هایم را سنجاق می کنم ... فردا جمعه است ...

و تو می آیی ! یکی از همین جمعه ها ! از پشت آیینه ها ، از فراسوی دلواپسی عقربه های ساعت ، در امتداد رد پای آبی باران و نگاه گرم خورشید ...

فردا جمعه است ...

امروز ،

دیروز هم جمعه بود ...

آه دوست من !

        جمعه ها هم عاشقند ... !

 

 

پ . ن ۰ : خب از قدیم گفتن که پست بدون پی نوشت معنی نداره !

پ . ن ۱ : دلم واسه آپیدن یه جای خوب فوق العاده تنگ شده بود !

پ . ن ۲: سنگ پای قزوین رو روسفید کردی ! من که رسما کم آوردم !

پ . ن ۳: بیا با ما مورز این کینه داری ...

 

خوش باشین !

+ نوشته شده در سه شنبه 6 شهریور1386 20:34 توسط خرس مهربون |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سلام
ما 6 تا دوستیم که از سال 83 با هم رفیقیم . بگی نگی مخمون تاب داره و مال فرزانگان تهرانیم . خب دیگه بخونی میفهمی هرکس چه جوریه ! فقط یه چیزی : نظر یادت نره .


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مرداد 1387

تیر 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385


نویسندگان

خرس مهربون

خبرچین
هدهد
دارتانیان
مری جون
الهرمیون
اروند
ویلی


پیوندها

به بهانه ی صدایی که مرا یادآور خدا بود ...
ظ مثل ...
علاف عزیز !
این یکی چهار تا چش داره !
آی کیوها ... !
چی شد اون همه احساس ...
باران
یک نفس تازه
شاید هرگز نباشم ...
سکوت ، دوستی که هرگز خیانت نمی کند ...
تلخ و شیرین
ستاره و مهسا
چرند و پرند
دروازه
خلوت شاعرانه
با نمک
فقط استقلال_ منچستر!!
مشکی پوش کوچک
مصلوب عشق تو منم
سالاد شکلات
مثل...هیچ جا
2+2=5
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin